خبرهای کوتاه تکواندوی ایران وجهان
براي شركت در مسابقات انتخابي المپيك ؛
زمان برگزاري مسابقات جهاني تغيير كرد
زمان برگزاري مسابقات جهاني جهت انتخاب نفرات برتر شركت كننده در المپيك تغيير كرد .
تكواندو كاملترين ورزش رزمي
براي شركت در مسابقات انتخابي المپيك ؛
زمان برگزاري مسابقات جهاني تغيير كرد
زمان برگزاري مسابقات جهاني جهت انتخاب نفرات برتر شركت كننده در المپيك تغيير كرد .
| اردوي تكواندوكاران نوجوان در بندرعباس اردوي تيم ملي تكواندو نوجوانان زير نظر محمدرضا زوار در ورزشگاه آزادي با حضور 19 ورزشكار دنبال مي شود. |
| ||||||||||||
|
به گزارش روابط عمومي فدراسيون تكواندو؛تيم ملي تكواندو نوجوانان كه خود را براي حضور در نهمين دوره مسابقات قهرماني نوجوانان جهان در فروردين ماه سال آينده به ميزباني مصر آماده مي كند تمرينات آماده سازي خود را در بندرعباس دنبال خواهد كرد. گفتني است،طبق برنامه ريزي صورت گرفته اردوي تيم ملي تكواندو نوجوانان از 28 بهمن ماه به مدت 12 روز در بندرعباس پيگيري خواهد شد.
| |||||||||||||
| زارع: 15 تكواندوكار به هامبورگ اعزام مي شوند سرمربي تيم ملي نوجوانان دختر گفت:در شرايط فعلي 17 تكواندوكار در اردوهاي آماده سازي هستند كه از بين آنها 15 نفر در مسابقات هامبورگ شركت خواهند كرد. |
| ||||
|
ندا زارع،سرمربي تيم ملي تكواندو نوجوانان،تصريح كرد:رقابتهاي بين المللي تكواندو كه به ميزباني كشور آلمان برگزار مي شود درسطح كلاس A جهاني است به همين دليل محك بسيار خوبي براي ملي پوشان خواهد بود و ما از اين طريق به خوبي نقاط ضعف و قوت ملي پوشان را شناسايي و در جهت رفع آنها برنامه ريزي خواهيم كرد. وي ادامه داد:رقابتهاي بين المللي هامبورگ با هوگوهاي الكترونيكي برگزار خواهد شد به همين دليل هفته اي دوبار تمرين را با هوگو الكترونيكي در برنامه هاي خود داشتيم و تا حدود زيادي ملي پوشان آشنايي كافي را بدست آورده اند. زارع خاطرنشان كرد:با توجه به سطح مسابقات هامبورگ اطمينان دارم كه ساير كشورها نيز با تمام قدرت وارد شياپچانگ خواهند شد و در واقع اين پيكارها براي ما حكم مسابقات جهاني را دارد و سعي مي كنيم كه با قدرت وارد ميدان شويم.
| |||||
| ||||
|
| ||||
| ||||
|
| ||||
| ||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||
|
به گزارش روابط عمومي فدراسيون تكواندو؛در پايان اين رقابتها كشورهاي فرانسه(1 سهميه)،ايتاليا(1 سهميه)،روسيه(2 سهميه)،سوئد(1 سهميه)،تركيه(2 سهميه)،اسپانيا(3 سهميه)،آلمان(2 سهميه در بخش بانوان)،لهستان(1 سهميه)،فنلاند(1 سهميه)،صربستان(3 سهميه)،اسلواني(3 سهميه)،اكراين(1 سهيمه)،ارمنستان(1 سهميه)،هلند(1 سهميه) موفق شدند مجوز حضور در المپيك لندن را در بدست بياورند. |
| /نخستین نمایشگاه بین المللی هنرهای رزمی/ غرفه تكواندو اول شد نخستین نمایشگاه بین المللی هنرهای رزمی با حضور شهردار منطقه 22، روز شنبه هشتم بهمن در مجموعه فرهنگی امام علی(ع) افتتاح شد. |
|
|
به گزارش روابط عمومي فدراسيون تكواندو؛نخستین نمایشگاه بین المللی هنرهای رزمی با رویکرد اخلاق شهروندی، برررسی نقش هنرهای رزمی در تقویت غرور ملی، تقویت روحیه شجاعت و توسعه اخلاق ورزشی و فرهنگی ایران، با حضور مرادی شهردار منطقه 22 برگزار شد. بر اساس این گزارش، این نمایشگاه با مشارکت فراکسیون هنرهای رزمی مجلس شورای اسلامی، فدراسیون تکواندو، جودو، کاراته، ووشو، کونگ فو، و ورزش های رزمی با همکاری وزارت ورزش و امور جوانان کمیته ملی المپیک در مجموعه فرهنگی امام علی(ع) منطقه 22 برگزار شد كه در پايان تكواندو توانست عنوان نخست بهترين غرفه را به خود اختصاص دهد. | |
| /در قاره اروپا – روسيه/ نتايج مسابقات كسب سهميه المپيك اعلام شد مسابقات تكواندو كسب سهميه المپيك لندن در قاره اروپا به ميزباني شهر كازان(روسيه)برگزار و كشورهاي برتر نيز معرفي شدند. |
![]() |
داستان باحال
مزدا 323 قرمز رنگ، تا به نزديکي دختر جوان رسيد به طور ناگهاني
ترمز کرد . خودرو چند قدم جلوتر از دختر جوان از حرکت ايستاد ، اما
راننده، خودرو را به عقب راند، تا جايي که پنجره جلو دقيقا روبروي
دختر جوان قرار گرفت . اين اولين خودرويي نبود که روبروي دختر
توقف مي کرد ، اما هريک از آنها با بي توجهي دختر جوان ، به راه
خود ادامه مي دادند . دختر جوان، مانتوي مشکي تنگي به تن کرده
بود که چند انگشتي از يک پيراهن بلند تر بود . شلواري هم که تن
دخترک بود ،همچون مانتويش مشکي بود و تنگ مي نمود که آن
هم کوتاه بود و تا چند سانتي پايين تر از زانو را مي پوشاند . به نظر
مي آمد که شلوار به خودي خود کوتاه نيست و انتهاي ساق آن به
داخل تا شده . دختر جوان نتوانست اهميتي به مزداي قرمز رنگ
ندهد . سرش را به داخل پنجره خم کرد و به راننده گفت :"
بفرماييد؟" . مزدا مسافري نداشت . راننده آن پسر جوان و خوش
چهره اي بود که عينک دودي ظريفي به چشم داشت . پسر جوان
بدون معطلي و با بياني محترمانه گفت : " خوشحال ميشم تا جايي
برسونمتون". دختر جوان گفت : " صادقيه ميرما". پسر جوان بي
درنگ سرش را به نشانه تائيد تکان داد و پاسخ داد : " حتماً،
بفرماييد بالا ". دخترک با متعجب ساختن پسر جوان، صندلي عقب را
براي نشستن انتخاب کرد .چند لحظه اي از حرکت خودرو نگذشته
بود که دختر جوان ، در حالي که روسري کوچک و قرمز خود را عقب
و جلو مي کشيد و موهاي سرازير شده در کنار صورتش را نظم مي
داد ،گفت :" توي ماشينت چيزي براي گوش کردن نيست "
- البته .
پسر جوان ،سپس پخش خودرو را روشن کرد . صداي ترانه اي
انگليسي زبان به گوش رسيد . از آينه به دختر جوان نگاهي انداخت
و با همان لبخند ظريفش که از ابتدا بر لب داشت گفت :"کريس
دبرگ هست ، حالا خوشتون نمياد عوضش کنم ". دخترک با شنيدن
حرف پسرجوان ،خنده تمسخر آميزي سر داد .
- ها ها ها ، اين که اريک کلاپتون . نميشنوي مگه ، انگليسي مي خونه . اصلا کجاش شبيه کريس دبرگ .
- اِه ، من تا الان فکر مي کردم کريس دبرگ . مثل اينکه خيلي خوب
اينا رو مي شناسيد ها .
دخترک ، قيافه اي به خود گرفت و ادامه داد:" اِي ، کمي "
- پس کسي طرف حسابمه که خيلي موسيقي حاليشه . من
موسيقي رو خيلي دوست دارم ، اما الان اونقدر مشغله ذهني
دارم که حال و حوصله موسيقي کار کردن رو ازم گرفته .
دخترک لبخندي زيرکانه زد و با لحني کش دار گفت:" اي بابا، بسوزه
پدر عاشقي . چي شده ، راضي نميشه ؟"
- نه بابا، من تا حالا عاشق نشده ام . البته کسي رو پيدا نکرده ام
که عاشقش بشم ، و اگرنه اگه مورد خوبي پيش بياد ، از عاشقي
هم بدم نمياد . اصل قضيه اينه که، قبل از اينکه با ماشين بزنم بيرون
و در خدمت شما باشم ، توي خونه با بابام دعوام شد .
- آخي ، سرچي؟ لابد پول بهت نمي ده.
- نه ، تنها چيزي که ميده پول . مشکل اينجاست که فردا دارم مي
رم بروکسل، اونوقت اين آقا گير داده بمون توي شرکت کار داريم .
با گفتن اين جملات توسط پسر جوان ، دخترک، با اينکه سعي مي
کرد به چهره اش هويدا نشود ، اما کاملا چهره اش دگرگون شد و با
لحني کنجکاوانه پرسيد: " اِه، بروکسل چي کار داري؟ "
- دايي ام چند سالي هست که اونجاست . بعد از سه چهار ماه کار
مداوم ، مي خواستم برم اونجا يه استراحتي بکنم؟
دخترک بادي به غبغب انداخت و سريع پاسخ داد:
- اتفاقا من هم يک هفته پيش از اسپانيا برگشتم.
- اِه، شما هم اونجا فاميل داريد؟ کدوم شهر.
- فاميل که نداريم ، براي تفريح رفته بودم ونيز.
پسر جوان نيشخندي زد و گفت : اصلا ولش کن بابا ، اسم قشنگتون
چيه؟
- من دايانا هستم. اسم تو چيه، چند سالته؟ چه کاره اي؟
- چه خبره؟ يکي يکي بپرسيد، اين جوري آدم هول ميشه ... اولاً
اين که اسم خيلي قشنگي داريد ، يکي از اون معدود اسم هايي
که من عاشقشونم . اسم خودم سهيل ، 25 سالمه و پيش بابام که
کارگذار بورس کار مي کنم . خوب حالا شما .
دخترک با شنيدن اين حرفهاي سهيل ، چهره اش گلگون شد و به
تشويش افتاد .
- من که گفتم ، اسمم داياناست . 23 سالمه و کار هم نمي کنم .
خونمون سمت الهيه است و الان هم محض تفريح دارم مي رم
صادقيه . تا حالا بوتيک هاي اونجا نرفته ام . با يکي از دوستام اونجا
قرار گذاشته ام تا بوتيک هاش رو ببينيم و اگه چيز قشنگي هم بود
بخريم .
- همين چيزايي هم که الان پوشيده ايد خيلي قشنگه ها.
دايانا ، گره کوچک روسريش را باز کرد و بار ديگر گره کرد . سپس
گفت:
- اِي ، بد نيست . اما ديگه يک ماهي هست که خريدمشون . خيلي
قديمي شده اند ... . ولش کن ، اصلا از خودت بگو ، گفتي موسيقي
کار نکرده اي و دوست داري کار کني ، آره؟
- چرا ، تا چند سال پيش يه مدتي پيانو کار مي کردم.
دخترک ، سعي مي کرد دلبرانه سخن وري کند ، اما ناگهان به
جوشش افتاد ، طوري که منقطع صحبت مي کرد و کلمات را
دستپاچه بيان مي کرد.
-اي واي، من عاشق پيانو ام . خيلي دوست دارم پيانو کار کنم ،
يعني يه مدتي هست که کلاسش رو مي رم ، اما هنوز خيلي بلد
نيستم . ... اصلا اينجوري نميشه، نگه دار بيام جلو بشينم راحت تر
حرف بزنيم .
سهيل ، بي ردنگ خودرو را متوقف کرد . دايانا هم سريع پياده شد و
به صندلي جلو رفت .
-داانا خانوم ، داريم مي رسيما .
- داانا خانوم کيه؟ دايانا ... . ولش کن ، فعلا عجله ندارم . بهتره چند
دقيقه ديگه هم با هم باشيم . آخه من تازه تو رو پيدا کرده ام . تو که
مخالفتي نداري ؟
- نه ، من که اومده بودم حالي عوض کنم . حالا هم کي بهتر از تو که
حالم رو عوض کنه . فقط بايد عرض کنم که الان ساعت نه و نيمه ،
حواست باشه که ديرت نشه .
دخترک با شنيدن صحبت هاي سهيل، وقتي متوجه ساعت شد،
چهره اش رنجور شد و در حالي که لب خود رابا اضطراب مي گزيد ،
گفت:
-آره راست ميگي ... پس حداقل يه چند دقيقه اي ماشينت رو دور
فلکه نگه دار ، باهات کار دارم .
سهيل ، با قبول کردن حرفهاي دايانا ، حوالي ميدان که رسيد ،
خودرو را متوقف کرد . روي خود را به دخترک کرد و کمرش را به در
تکيه داد . عينک دودي را از چشمانش برداشت .چهره اي نسبتا گيرا
داشت . ته ريشي به صورتش بود و موهايي ژوليده داشت که تا
گوشش را مي پوشانيد . پخش خودرو را خاموش کرد و سپس با
همان لبخندي که بر لب داشت گفت
- بفرماييد.
ديگر کاملا از ظاهر و طرز صحبت دخترک مي شد پي به هيجانش برد.
- موبايلت ... شماره موبايلت رو بده، البته اگه ممکنه .
پسر جوان لحظه اي فکر کرد و سپس گوشي همراه خود را از روي
داشبورد- پشت فرمان برداشت . آن را به سمت دايانا دراز کرد.
- بگير ، زنگ بزن گوشي خودت که هم شماره تو روي موبايلم ثبت
بشه و هم شماره من روي موبايل تو بيفته . فقط صبر کن روشنش
کنم ... اونقدر اعصابم خورد بود که گوشي رو خاموش کردم .
دايانا ، به محض ديدن گوشي گران قيمت سهيل به وجد آمد . اما
سريع شوق خود را کتمان کرد و فقط به گفتن"کوشي خوبي داري
ها" قناعت کرد .
- قابل تو رو نداره . اتفاقا بايد عوضش کنم ، خيلي يوغره.
- خوب ، ممنون . فقط بگو کي مي تونيم همديگه رو دوباره ببينيم .
- ببينم چي ميشه . اگه فردا برم بروکسل که هيچ، اما اگه تهران
بودم يه کاريش مي کنم . اصلا بهم زنگ بزن .
- باشه ... پس من مي رم .فعلا خداحافظ .
- خوشحال شدم،...خداحافظ . ... زنگ يادت نره .
دختر جوان ، درحالي که احساس مسرت مي کرد ، با گامهايي
لرزان (از شوق) از خودرو خارج شد . هر چند قدمي که بر مي
داشت ،سرش را برمي گرداند و مزدا را نگاه مي کرد و دستي براي
سهيل تکان مي داد . پس از دور شدن دايانا ، سهيل از داخل خودرو
پياده شد و طوري که دايانا متوجه نمي شد، او را تعقيب کرد .
حوالي همان ميدان بود که دايانا روي صندلي هاي يک ايستگاه
اتوبوس نشست . سهيل ، گوشه اي لابلاي جمعيت در حال گذر ،
خود را پنهان کرده بود و دايانا را نظاره مي کرد . دايانا دستش را به
ساق شلوار خود انداخت و تايي که از داخل داده بود را باز کرد .
شلوارديگر کوتاه نبود . از داخل کيفي که بر روي دوشش بود مقنعه
اي بيرون آورد و در لحظه اي کوتاه آنرا سر کرد و از زير مقنعه ، تکه
پارچه اي که بر سرش بود ، بيرون کشيد . از داخل همان کيف ، آينه
کوچکي خارج کرد و با يک دستمال کوچک ، از آرايش غليظي که
روي صورتش بود کاست . موهاي خرمايي رنگش را که روي
صورتش سرازير شده بود ، داخل مقنعه کرد و با آمدن اولين اتوبوس
، از محل خارج شد . سهيل در طول ديدن اين صحنه ها ، همچنان
لبخند بر لب داشت . با رفتن دايانا، سهيل به سمت مزدا حرکت
کرد . به خودرو که نزديک مي شد زنگ موبايلي که همراهش بود ،
به صدا در آمد. سهيل بلافاصله پاسخ داد:
- بله؟
صداي خواهش هاي پسر جواني از آنسوي گوشي آمد .
- سلام ، آقا هر چي مي خوايي از تو ماشين بردار ، فقط ماشين رو
سالم بهم تحويل بده . تو رو خدا ، بگو کجاست بيام ببرم ...
- خوب بابا ، چه خبرته . تا تو باشي و در ماشينت رو براي آب هويج
گرفتن باز نزاري ... ببينم به پليس هم زنگ زدي ؟
- نه ، به جون شما نه ، فقط تو رو خدا ماشين رو بده .
- جون من قسم نخور ، من که مي دونم زنگ زده اي ...ولي عيبي
نداره ، آدرس مي دم بيا ... فقط يه چيزي ، اين يارويي که سي
ديش توي ماشينت بود کي بود؟
- کي ؟ اون خارجيه ؟ ... استينگ بود ، استينگ .
- هه هه ... يه چيز ديگه هم مي پرسم و بعدش آدرس رو مي دم ؛
ونيز توي اسپانياست ؟
- ونيز؟ نه بابا، ونيز که توي ايتالياست ... آقا داري مسخره ام مي
کني ، آدرس رو بده ديگه ...
- نه ، داشتم جدول حل مي کردم . مزداي قرمزت ، ضلع جنوبي
صادقيه پارک شده . گوشيت رو مي زارم توي ماشين ، ماشين رو
هم مي بندم و سوييچ رو مي اندازم توي سطل آشغالي که کنار
ماشينته . راستي يه دايانا خانوم هم بهت زنگ مي زنه ، يه دختر
خوشگل،... برو حالش رو ببر ، برات مخ هم زدم ،... خداحافظ
1-پسر بودن یعنی برو چند تا نون بخر
2-پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن
3-پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی كه تحویلشون نمی گیرن
4-پسر بودن یعنی كادو خریدن برا …
5-پسر بودن یعنی جدیدا زیر ابرو برداشتن و پنكك زدن
6-پسر بودن یعنی تا كی مفت خوری می كنی
7-پسر بودن یعنی پس كی دفتر چه آماده به خدمت میگیری
8-پسر بودن یعنی به زور سیكل داشتن
9-پسر بودن یعنی بابا پس كی میری برام خواستگاری
10-پسر بودن یعنی مثل خر حمالی كردن
11-پسر بودن یعنی جوراباتو در بیار حالم به هم خورد
12-پسربودن یعنی چرا كار نمیكنی جون بكن دیگه
13-پسر بودن یعنی ببخشین ماشین و خونه هم دارین كه…
ببخشید ازفدراسیون تکواندو مزاحمتون میشم
میشه جفت پابرم توقلبتون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+
سکوتی بود برقلبم که باآن میزدم فریاد اگرازشهر غم رفتی مراهرگز مبر ازیاد
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+
به زندگی بخند بخند بخند..............................................................................................................................................................................حالادیگه نیشتو ببند
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+
در مرام مااسیران عاشقی معنا ندارد /دوستی را میپرستیم چونکه پایانی ندارد
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+
رفاقت غروب بی پایانی است که خورشید در حسرت آن میسوزد
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+
اگه صدای smsموبایلتو شنیدی نگو مسیج دارم بگو دوستی دارم که دوستم داره
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+
بنازم همتت ساقی عجب یادی زماکردی فضای تنگ قلبم را زمین تا آسمان کردی
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+
عشق برای مرد از احساسات عمیق وغیر ارادی نیست بلکه قصدوعقیدهاست
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+
دوست دارم توگلم باشی و من پروانت آنقدر دورت بگردم تا شوم دیوانت
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+
نویسم نامه ای از بیقراری ,ببندم برپرمرغ هوایی,ببرمرغک بدست دلبرم ده ,بگو صددادوبیداد از جدایی
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+
ما کشته عشقیم محبت وطن ماست /پرورده دردیم جدایی کفن ماست
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+
آرامترین تپش قلبم را تقدیمت میکنم تا بدانی که آرام بخش همه وجودم تویی
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+
اولدوز گلیب آی اولماز بهار گلیب یای اولماز نجیب لرین ایچینده هچکس سنه تای اولماز
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+
صداقت خواستم داشتی همربانی خواستم داشتی عشق خواستم داشتی قورقوری جون گل کاشتی /هرچی که خواستم داشتی
تکواندو یک ورزش رزمی کرهای و یکی از ورزشهای المپیکی است. تکواندو ورزش ملی کره جنوبی و دارای بیشترین تعداد ورزشکار در میان ورزشهای رزمی در سراسر دنیا است. فنون تکواندو از ورزشهای سنتی تاریخ کره استخراج و پس ازجنگ جهانی دوم با کوشش استادان هنرهای رزمی کره جنوبی در قالب یک ورزش رزمی مدرن به دنیای هنرهای رزمی عرضه شدهاست.
آموزش فرم چهار والپیپر شماره چهار
آموزش فرم پنج والپیپر شماره پنج
آموزش فرم هفت والپیپر شماره هفت
آموزش فرم هشت والپیپر شماره هشت

کلیپ شماره پنج کلیپ شماره یازده
کلیپ شماره شش کلیپ شماره دوازده
![]() |
||
|
|
||
| تقویم ورزشی فدراسیون | ||
|
تقویم ورزشی فدراسیون در سال 1390 فایل بصورت PDF میباشد |
||
| گزارش | ||
|
خداحافظي چشم بادامي ها با سكوي قهرماني
|
||
| مسابقات تكواندو جام فجر تا كنون | ||
|
نتايج كليه مسابقات بين المللي تكواندو جام فجر انقلاب اسلامي از اولين دوره تاكنون |
||
| فرمهاي ارزيابي استانها | ||
|
جداول و فرمهاي عملكرد ارزيابي هيئت استانها |
||
|
|
بيستمين دوره – پسران
|
| اخبار تکواندو | |
| نوشته شده توسط خبر گزاری تکواندو ایران | |
| شنبه ، 5 شهریور 1390 ، 16:36 | |
|
خبرگزاری تکواندو ایران از تکواندو کارانی که در رويارويي با نمايندگان رژيم صهيونيستي امتناع ورزيده اند تقدیر شد (دنباله در ادامه مطالب )
| |
| ||
| ||
|
يوسف كرمي كاپيتان با تجربه تيم ملي تكواندو بعد از كسب عناوين گوناگوني در عرصه بين المللي اين روزها بيش از هر زمان ديگري مورد توجه ساير كشورها قرار گرفته؛ به نحوي كه فدراسيون تكواندو كره جنوبي به صورت رسمي از اين تكواندوكار دعوت به عمل آورده است. فدراسيون تكواندو كره جنوبي كمپي بين المللي را تشكيل داده و بهترين هاي جهان را در رده نوجوانان دعوت كرده تا تمرين مشترك با تكواندوكاران كرهاي انجام دهند كه البته يوسف كرمي قرار است كه در اين كمپ بين المللي به عنوان قهرمان جهان سخنراني را براي حاضرين داشته باشد و به دنبال آن چند جلسه تمرين نيز با ساير تكواندوكاران در اين كمپ انجام خواهد داد. لازم به يادآوري است، يوسف كرمي طبق برنامه ريزي به عمل آمده از 8 مرداد ماه به مدت يك هفته در كره جنوبي مهد تكواندو جهان خواهد بود. |
|
تاريخ مسابقات |
محل مسابقات |
مدال آوران |
مقام تيم |
تعداد مدال | ||
|
طلا |
نقره |
برنز | ||||
|
1990 |
اسپانيا،مادريد |
- |
- |
- |
- |
- |
|
1991 |
يوگسلاوي ، زاگرب |
بيژن مقانلو-علي رحيم زاده-فريبرز عسگري |
7 |
- |
1 |
2 |
|
1997 |
مصر ، قاهره |
مهدي بي باك-فريبرز عسگري-بيژن مقانلو-محمد رضا زرين كلاه |
2 |
1 |
1 |
2 |
|
1998 |
آلمان ، زيندل فيگن |
هادي ساعي-بهزاد خداداد-مهدي بي باك |
2 |
1 |
2 |
1 |
|
2000 |
فرانسه ، ليون |
مهدي بي باك- هادي ساعي-فرهاد اصلاني-مجيد افلاكي |
1 |
2 |
2 |
- |
|
2001 |
ويتنام ، هوشيمينه |
هادي ساعي ـمجيد افلاكي-اميد غلامزاده-علي تاجيك- مهدي بي باك- اميد غلامزاده |
2 |
2 |
2 |
2 |
|
2002 |
ژاپن، توكيو |
هادي ساعي-مجيد افلاكي-يوسف كرمي- فيض اله نفجم ـ بهزاد خداداد-اميد غلامزاده |
2 |
3 |
1 |
2 |
|
2006 |
تایلند -بانکوک |
فیض اله نفجم-مهدی بی باک – علیرضا نصر آزاانی-محمد رضا مهدیزاده |
2 |
2 |
1 |
1 |
|
2009 |
آذربايجان – باكو |
ميثم باقري- عليرضا شكوري- بهزاد خداداد- رضا نادريان – محمد رضا باقري معتمد- يوسف كرمي- كورش رجلي- حسين تاجيك – هادي افشار –عليرضا نصر |
2 |
- |
تيمي1 |
- |
|
2010 |
چين – ارومچي |
ياسين اكبر نتاج – ميثم باقري- كورش رجلي – عليرضا نصر – فرزاد عبدالهي – محمد باقري معتمد – يوسف كرمي- حسين تاجيك - |
1 |
1 تيمي |
- |
- |
|
جمع مدالهای کسب شده |
دو مقام قهرمانی شش مقام نایب قهرمانی |
12 |
11 |
10 | ||